عالم و آدم

رویای نیکبختی انسان | یادداشت های یک جستجوگر

عالم و آدم

رویای نیکبختی انسان | یادداشت های یک جستجوگر

مرا با دیوارها تنها بگذارید.

دیوارها مرا نمی ترسانند.

وقتی از ورای ابرها می گذرم و در خلوت بی انتهای آسمان سیر می کنم، دیوارهایی که پای رفتن از جسم نحیفم گرفته اند، به چشم نمی آیند.

دیوارها کمکم می کنند به چیزی بیش تر از راه های زمین فکر کنم. این دیوارها حصارهای من هستند به دور دیگران تا مرز من! چه لطف بزرگی...چه دوستان نزدیکی.

آن طرف ترها چیزهایی می بینم و سرذوق می ایم. من دیوارهای دوست داشتنی ام را درخواست نکرده بودم. اما آنجا آن طرف ترها کسی دارد به دور خودش دیوار می کشد.

مرا رها کنید. دیوارها هستند.

دیوارها نمی گذارند تنها بمانم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۰۸
م ح ش
روزى یوسف بر سر راه آمده بود، از راه گذران کنعان خبر مى‏پرسید اعرابئى دید، که از راه کنعان مى‏آید بر شترى سوار، یوسف خدّام را بامرى مشغول گردانید، و به نزدیک اعرابى آمد، و از حال کنعان و یعقوب خبر مى‏پرسید، آن مرد گفت یعقوب از سورت فراق و شدّت اشتیاق فرزند دلبند خود یوسف نام، از شهر بیرون آمده است و بر سر راه خانه ساخته و آن را بیت الاحزان نام کرده‏ و شب و روز در فراق یوسف مى‏گرید. و از غایت اندوه و حزن انبوه، چشم جهان‏بینش مکفوف گشته، یوسف در گریه شد، ملازمان گفتند یا مالک او حدیث یعقوب مى‏گوید تو چرا گریه مى‏کنى، گفت کار محنت رسیدگان دشوار است، و بر حال ایشان جاى گریه است، همچنان گریان به خانه باز آمد و خلوت ساخته، قلم برداشته تا نامه نویسد، فى الحال جبرئیل در رسید، که اى یوسف ار قلم دست بازدار، که هنوز وقت نرسیده است، گفت: اى جبرئیل آن پیر مسکین هلاک مى‏شود، گفت بگذار که آنچه دوست خواهد چنان کند، گفت هیچ پرسیده‏یى که گناه وى چیست.
گفت پرسیده‏ام، گفت چه فرمان آمد، گفت چنین فرمان آمد که کسى که دعوى محبت ما کند، و آنگاه بغیر ما الفت گیرد سزاى او زارى‏ فراقست.

از تفسیر حدائق الحقایق
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۲۸
م ح ش
مردم! انسان های شریف! بردران و خواهران! لحظه ای از این حرکت مدام دست بردارید.
لحظه ای خود را آسایش دهید. از این جنون تعقیب و گریز چیزی نصیبتان نمی شود.

سال هاست این اندیشه که انسان تنها موجودی است که می تواند خویش را فریب بدهد آزارم می دهد. این تنهایی از خود فریب سهمگین تر است. وقتی تنها موجود خودفریبنده ای، یعنی ممکن است همه موجودات حتی آنها که از همه پست ترشان می پنداری از تو جلو تر باشند. وقتی تو در فریب خویش تنهایی یعنی از همه عقب تری و محتمل است تو تنها وجودی باشی که نمی رسد!

حرکت، در ذات ماست. حتی جمادات حرکت دارند؛ حرکتی خفیف که به چشم هرکس نمی آید. روح آدمی نیز نمی تواند از حرکت بازایستد. مدام می جنبد و می جهد و می پرد و...روح از همه چیز پرتوان تر است. یک کودک بی حال را اگر محبوس هم سازند چندان ضربه ای نمی خورد اما کودکی که آرام و قرار ندارد اگر حتی احساس اسارت و دست بستگی کند دیوانه می شود. هر چیز، هرچه تواناتر باشد بیشتر در معرض فرسودگی است.
وقتی روح تان رادر آنچه ناپایدار است و می آید و می گذرد مشغول می کنید، در حقیقت پایش را در بند کشیده اید. ظلمی از این فراتر نیست. روح که می توانست تا افق های ناپیدای ملکوت بپرد و چنین نیز می خواست و می طلبید حالا در دست ماست تا در دایره ی کوچکی در اطراف خویش در مرتع محدود زمینی مان بچرد. چه سخاوتی! چه تنوع حقیری! چه حقارت متنوعی!

بایستید برادران و خواهران! اندکی از این تلاطم بی وقفه بیاسایید. لحظه ای از همه گان از دیدگان این و آن و از آرزوی طولانی خوردن و خوابیدن دور شوید. ببینید با روح خود چه کرده اید!
لطفا بیش از به هوای رسیدن، خود را؛ روح خود را به در و دیوار نکوبید. چیزی در بیرون شما نیست که به آن برسید. بنشینید. در خود نظاره کنید. بند از پای خود بردارید و بگذارید روحتان از چاردیواری چهارلذت جسم فراتر برود.

آرامش شما آنجاست که به آنجا تعلق دارید و شما جسم نیستید که در میان اجسام قرار گیرید!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۴۸
م ح ش
دارم روی رابطه ی تدبیر و توکل کار می کنم. دیروز کتابی از وین دایر دیدم با عنوان اراده. اول گمان کردم درباره تقویت اراده انسان است اما با کمی تورق متوجه شدم خیر! درباره اراده حاکم بر جهان و لزوم سپردن کارها به او بود!...دقت کریدن؟ وین دایر! ظاهرا گرایشی به تفویض در این ها با شکلی خاص وجود دارد. مهم است. فکر کنید...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۲ ، ۲۱:۱۴
م ح ش

اشتباهات ندانسته ات

و خطاهایی را که از آنها پیشمان شده ای

با کمترین بهانه ای

ندیده می گیرم

چون بی اندازه دوستت دارم

و نمی خواهم گردی از بدی ها بر دامنت باقی بماند

من کسی را تنبیه می کنم

که هیچ جای گذشت باقی نگذارد

و  خودش اصرار داشته باشد که با نافرمانی اش

از این همه مهر محروم شود


پس در بدترین شرایط هم

هرگز از لطف من ناامید نشو

یادت هست که به ابراهیم نبی چه گفتم؟

«کسی باید از من ناامید باشد که روی از من برگردانده است»

و چه عذابی دردناک تر از این ناامیدی؟

 

برداشتی از سوره مبارکه ابراهیم. آیات 49 تا 56

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۲ ، ۱۹:۱۶
م ح ش
وقتی شیطان از سجده سر باز زد خداوند ضمن اخراج او چیزی گفت که نشان می دهد چرا همین یک نافرمانی شیطان این قدر سنگین بود که عبادت های هزاران ساله اش را به باد داد.
خداوند به شیطان فرمود: بیرون شو که اینجا جایی نیست که بخواهی تکبر کنی!

تکبر گناه عجیبی است و شاید هیچ حالتی به این اندازه هم نزدیک به انسان، هم خوش منظر و به نظر حق طبیعی انسان و هم در عین حال پرخطر نباشد.

مراقب باشیم نسبت به هیچ کس هیچ کس حتی کسانی که به نظر بسیار پست تر از شما باشند خود را برتر نشماریم که همین برای پست تر بودن ما کافی خواهد بود!

قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فیها فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرینَ (13) اعراف
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۲ ، ۱۵:۰۸
م ح ش
اگر بر مبنای مضامین دعای جوشن کبیر بخواهیم دوبال برای پرواز و ارتباط با خدا ترسیم کنیم این دوبال عبارت خواهند بود از: 1- احساس ناچیزی و کوچکی در برابر خدا که با فرازهای پرطنینی از عظمت و جلال خدا ترتیب می یابد و 2- صمیمیت و رفاقت نزدیکی که انگار بین دو دوست قدیمی و البته یکی پرگذشت و یکی بی معرفت! برقرار شده است.
این دو تا حس و حال در کنار هم آدم را پرواز می دهد اگر واقعا در دل پدید بیاد و خالی از ادا و اطوار و خرده شیشه ها و ناخالصی باشد...خدا توفیق دهاد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۲ ، ۱۶:۰۴
م ح ش
کسی که اینجا از خود فرار می کند همان کسی است که در قیامت از خودش می گریزد...
خودتان را بپذیرید...کاری کنید که بتوانید خوداتن را بپذیرید...پاک باشید و پاک زیست کنید تا بتوانید خود را بپذیرید. دین این را از شما می خواهد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۲ ، ۲۰:۰۴
م ح ش
تلویزیون نه بر اساس آنچه ادا می شود یا دوست داریم که باشد یا وضع آرمانی مطلوب بلکه بر اساس چیزی که هست (هم ذاتا و هم واقعا) کارکردش سرگرمی است والبته این به خودی خود خطرساز نیست. خطر وقتی است که این کارکرد قرار است با حال و هوای خاصی که ناشی از بخشی از فرهنگ عمومی است همرنگ و هماهنگ شود.
ماه رمضان هر سال ویژه برنامه هایی برای این ماه مبارک تولید می شود از سریال های سفارشی برای این ماه تا ویژه برنامه های سحر و افطار و جز آن. اما همیشه این حسرت بر دل اهالی فرهنگ مانده که آنچه تولید می شود واقعا در خور این ماه و مناسب جایگاه واقعی ماه مبارک و باطن شریعت و لب و گوهر دین باشد.
از سوی قرار است رمضانی باشد و از سوی دیگر نگاه ها به تلویزیون ناشی از نیاز به یک سرگرمی است. یعنی از سویی با مفهومی اساسا غفلت زدا روبروییم و از سویی ابزاری داریم که وظیفه و توقع مخاطبش سرگرمی است.
و هر چه پیشتر می رویم امیدی که در سال های اول تلاش برای پیوند دادن این دو وجود داشت تا به تدریج به وضع مطلوب و برنامه هایی جذاب اما غفلت زا برسیم کمرنگ تر می شود. اما چون چاره ای جز این هم متصور نیست باید باز امیدوار بود و شای دبیش از هر چیز امروز به نقد نیاز داریم. نقدهای عالمانه و روشنگرانه و ...سازنده.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۲ ، ۲۰:۰۱
م ح ش
فهمیدن وظیفه کار آسانی نیست. بر خلاف آنچه اول تصور می شود بسیار پیچیده و مستلزم مقدماتی دشوار و زمانبر است. این مقدمات خودشان اگر چه مشخص و در دسترس هستند اما برآورده کردن آن ها به شکلی که بتواند تو را در تشخیص وظیفه ات در صحنه های مختلف زندگی یاری کند بسی رنج می خواهد. این مقدمات عبارتند از عمل! عمل به آنچیزهای ساده ای که وجدانا می دانیم و از خوب و بد موضوعشان خبر داریم. علما می گویند ترک محرمات و انجام واجبات . شما به هر زبان دیگر که خواهی بگو یا بشنو.
وقتی به دانسته هایت عمل کردی آنچه باید بدانی و لازم داری که بدانی حتی پیچیده ترین چیزها هم که باشند برایت روشن خواهد شد...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۲ ، ۱۵:۴۹
م ح ش