عالم و آدم

رویای نیکبختی انسان | یادداشت های یک جستجوگر

عالم و آدم

رویای نیکبختی انسان | یادداشت های یک جستجوگر

روز های اول طلبگی ام بود که این کتاب را دیدم و قسمت هایی از آن را خواندم. اما آن موقع به اهمیت این نوشته ها به این اندازه آگاه نبودم. حرف هایی که مرحوم بهشتی درباره شریعتی زده است پرده از یک اختلاف دیدگاه و منش در بین روحانیون نسبت به مخالفینشان برمی دارد. چیزی که شاید روزی که مجال و ضرورتش باشد مفصل تر درباره اش بنویسم. این ها برای امروز ما برای همه مان از مذهبی و انقلابی تا سرخورده از دین و سکولار و بقیه درس هایی دارد کمابیش! 

آن را دانلود کنید و در اولین فرصت نگاهی به آن بیندازید.

دانلود کتاب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۲ ، ۱۲:۵۳
م ح ش
کافر کسی نیست که حقیقت را نمی داند و چون نمی داند طبیعتا به آن معتقد نیست. کافر کسی است که می داند اما خودش را به نادانی می زند. معنی کفر پوشش است. یعنی چیزی که عیان شده بود با چیزی بپوشی. از حقیقتی که یافته بودی هرچند کوچک بود چشم بچوشی به هر بهانه. این کفر است و کفر یک حقیقت کوچک آغاز کفرهای بزرگ است. بلکه کفر کوچک چشم را از بینایی سابق هم می اندازد تا دیگر چیزی که پیشتر می دیدی و انکار می کردی دیگر حتی نبینی... می شنوی ولی نمی شنوی. می بینی ولی نمی بینی...خدا به روزمان نیاورد. قرآن وضع کفرپیشه را این گونه توصیف می کند:

وَ مَثَلُ الَّذینَ کَفَرُوا کَمَثَلِ الَّذی یَنْعِقُ بِما لا یَسْمَعُ إِلاَّ دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لا یَعْقِلُونَ (171)بقره
و مثل کافران در شنیدن سخن انبیا و درک نکردن معناى آن، چون حیوانى است که آوازش کنند. از آن آواز معنایى درک نکرده، جز صدایى نشنود و کفّار هم از شنیدن و گفتن و دیدن حق، کر و لال و کورند، زیرا عقل خود را به کار نمى‏بندند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۲ ، ۱۵:۲۷
م ح ش
این شعر پروین را با خودت زمزمه کن. بیندیش که چگونه می توانی از آفات چشم و لطمه هایی که دلت از نگاهت خورده است بیش از پیش حذر کنی:
دلت هرگز نمیگشت این چنین آلوده و تیره
اگر چشم تو میدانست شرط پاسبانی را
کنترل دل و مدیریت کردن دل البته خودش از مقدمات کنترل چشم است اما این روند و فرایندی است دو سویه از هر کدام که شروع کنی و ادامه دهی در یک دور برگشتی هر دو را تقویت کرده ای و اگر خرابی را هم از هرکدام شروع کنی به تخریب دیگری می انجامی تا دایره وار در یاری دو سویه دل وچشم به یکدیگر ، نابودت کنند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۲ ، ۰۲:۵۴
م ح ش

در روز اول ماه مبارک رمضان محفل قرآنی با حضور رهبر انقلاب برگزار شد اما از نکات قابل توجه در این محفل اجرای برنامه توسط یک گروه جمع خوانی روحانیون بود. این اتفاق که البته به شکل های دیگر هم پیش تر افتاده بود این بار به مدد شرایط خاص این جلسه جلوه خاصی یافت...اما نکته ای که نمی دانم این دوستان چقدر به آن توجه داشته اند فاصله ای است که این نحو اجراها از شأن روحانیت دارد.



متاسفانه تفکری در بین برخی مذهبی ها رسوخ پیدا کرده که گمان می کنند اگر یک برنامه مذهبی یا هنری که محتوای دینی دارد توسط یک روحانی اجرا شود فضیلت بیشتری دارد! چندی قبل هم یکی از شبکه های تلویزیون برنامه ای برای کودکان پخش می کرد که در آن یک روحانی کار قصه گویی و نقاشی آن را به تنهایی برعهده داشت. ما از نیت سازندگان آن خبر نداریم و اصل را بر نیت خیر آنها می گذاریم اما این نگرش لطمات زیادی را متوجه بدنه جامعه طلاب و روحانیون و بدتر از آن در بین مخاطبین و جامعه خواهد کرد. چرا که از یک سو روحانیون را از کار اصلی خود یعنی تفقه در دین و کار علمی در کنار تبلیغ و بیان دین به حرکات نمایشی سوق خواهد داد. کار طلبه نقاشی کردن نیست البته به عنوان یک هنر شخصی منعی ندارد اما این که جای گاه او را در یک رسانه با جایگاه یک تصویر گر ترکیب کنیم در حقیقت نظم حرفه ای را برهم زده ایم. تصویرسازان زیادی هستند که بی کارند و از این راه امرار معاش می کنند از سوی دیگر به شدت به کار تئوریک و عمیق دین نیازمندیم. چه توجیهی برای کار نمایشی این چنینی وجود دارد؟ جمع خوانی این برادران هم چنین صورتی داشت. یک سوال ساده وجود دارد: این جمع خوانی چه کمکی به ترویج دین و قرآن یا فهم بهتر دین وقرآن می کند؟ و آیا این کار از عهده دیگران غیر روحانی برنمی آمد؟ 

در این محفل البته خیلی ها از این حرکت خوششان آمده بود لابد اما خب همه مان می دانیم که وضع فعلی ما و عقب ماندگی هایمان ناشی از همین فهم های ناقص از حقیقت دین و تبلیغ دین و غالب شدن سطحی نگری و افزایش تمایل به کارهای نمایشی است.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۲ ، ۰۱:۰۹
م ح ش

نمی ترسم چون کسی را دارم که از همه چیز و همه کس تواناتر است...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۲ ، ۱۴:۲۰
م ح ش

دیروز وقتی به فردا فکر می کردم از این که یک هفته تکراری دیگر را آغاز خواهم کرد دلم هری ریخت. اگر می توانستم همانموقع جلوی زمان را می گرفتم و داد می زدم: نه نه صبر کن! صبر کن تا راه جدیدی برای گذران زندگی ام و آرمان تازه ای برای بقیه عمرم پیدا کنم. اما شدنی نبود. و من امروز هفته تکراری خوفناک را آغاز کردم.


توصیه: وقتی می خواهید مسئولیت اجتماعی خود را کنترل کنید و خود را متقاعد کنید که فعلا به جای ور رفتن با بقیه خودتان را بسازید باید مراقب باشید در آن زیاده روی نکنید والا...به روزگار من دچار می شوید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۲ ، ۲۲:۰۰
م ح ش

اگر برایان تریسی هم نگفته بود که قورباغه زشت تر را اول بخور هم ما روایتی داریم که مضمونش همین است. افضل الاعمال اهمزها. منتهی وقتی این حرف از دهن تریسی در می آید فکر می کنیم یک حرف علمی دقیق است اما اگر توی کتب مذهبی بود و عربی اش را هم بزرگتر از فارسی اش بالای آن نوشته بودند دیگر می شود یک کلام زیبای بی روح! که فقط باید خواند و گذشت.

این روزها روایاتی دیده ام از این دست که به نظرم می توانند منظومه شگفت انگیزی از چگونه بودن و چگونه عمل کردن تشکیل دهند. کاش همتی باشد کسی این جواهرات را استخراج کند صیقل بدهد و بگذارد پیش چشم های مشتاق...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۲ ، ۲۳:۵۱
م ح ش
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۸ فروردين ۹۲ ، ۲۳:۱۰
م ح ش

فک کنم اگه این شب ها کلاه قرمزی و تکرار سریال فوق العاده ی وضعیت سفید را تلویزیون پخش نمی کرد از نفرت تلویزیون رو بر می داشتم از پنجره پرت می کردم بیرون!

منظورم رو اگه بخواهم به زبان دیگری بیان کنم باید بگویم: آقایان سیما بابت این دو تا برنامه ممنون!!
امروز زندگی پای رو هم دانلود کردم و دیدم. در کل جالب بود اگر چه با تحلیلی که قبلا در باره اش شنیده بودم خیلی نمی ساخت و البته حرف درباره اش زیاد هست که نمی دانم کی وقت گفتنش خواهد بود. اما نکته مهم این که با وجود این که همه ذهنم درگیر زندگی پای شده بود نشستم پای وضعیت سفید و باز مثل هر دفعه از نوستالوژی خیره کننده اش محظوظ شدم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۱ ، ۰۰:۲۳
م ح ش

چرا همیشه فکر می کنیم وضعیت ما با بقیه فرق می کند و حق داریم ممنوعیتی را نادیده بگیریم؟

تصویر زیر مربوط به درب ورودی یک موسسه علمی در قم است!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۱ ، ۱۹:۲۶
م ح ش